ABOUT
CATS
TAGS
PAST
LINKS
POSTS
CODES
TEMP
طـعـم تـلـخ دنـیـا رو بـا نـی مـیـچـشـم
از دلـخـوشی هـایـم میـنویـسم
خـوشبـختی فقط :
خـونـه ویلآیـی چند هزآر متـری؛ مآشین خآرجی آخرین مدل؛ داشتن گوشی کـه از اون تو دنیـآ فقط یه دونه سآختن ؛انوآع کـآرخونـه تو اقصـی نقآط کره ی زمین؛ هـر روز لبآس نـو از فلـآن مغـآزه تو فلـآن کشور غربی نیستـ.. خوشـبختـی همین نـزدیکیستـ کآفیـستـ چشمآن دلتـ رآ بـآز کنــی
, ,

گاهي وقتا يه خوابايي ميبينم بعد با خودم ميگم اينجا كجاس؟! اين اصلا به سبك زندگي من نميخوره.. زمان ميگذره و ميگذره آرام و پيوسته تغيير ميكنم و ناگهان كه ميگم اِ اين صحنه زندگي تكراري بود تازه يادم ميفته كجا ديدمش!

 

اين بار خواب ديدم منو "ع " نشستيم تو يه فست فود كثيف بهم گفت: اينجا كجاس منو آوردي؟ گفتم به چيدمان و صندلياش نگاه نكن عوضش غذاهاش خوشمزه اس، ناگت مرغ و همبرگر سفارش داد و گفت : من دو هفته ديگه ميرم ، فقط دو هفته ها، دو هفته مونده تا برم


, ,

مقابل ديوارهاي ياسي اتاقم دراز كشيده ام ؛ مجاور كتابهايم

ميل ها را به دست گرفته ام و رويا مي بافم

چشمانم را ميبندم و تابستان سال آينده را تصور ميكردم كه ايستاده ام بر برج موفقيتي كه خشت خشت آجرش را من ساخته ام ، شيفت ميدهم به 5 سال آينده ... روزهاي روشن ، خنده هاي از ته دل و يك زن جا افتاده!

كسي چه ميداند شايد با حلوا حلوا كردن دهن شيرين شد.